فهرست مطالب چهارشنبه 1390/11/19 9:52
 پاسخ به شبهات ديني واعتقادی دانشجويان وفرهنگیان 

قال الامام رضا (ع )کلمه لا اله الا اللهحصنی فمن دخل حصنی. امن من عذابی بشرطها و شروطها وانامنشروطها.

پاسخ به شبهات اعتقادی

شبهات مهدویت

شبهات قرآنی

متفرقه

 ۱-آیا توسل به اولیاء خداوند و واسطه قراردادن آنان برای دعا و طلب حاجت شرک است و با قرآن منافات دارد؟

۲-فلسفه پدیدار شدن فرقه های مختلف در بین مسلمانان و عوامل آن چیست؟

۳-پرسش:آیا پیامبر(ص)برای اثبات عصمت اهل بیت به آیه تطهیراستدلال کرده است؟

۴-پرسش :از دیدگاه قرآن و روایات، گزینش امام انتخابی است یا انتصابی؟

۵-پرسش : چراشیعیان حضرت علی(ع)را افضل از دیگر صحابه میدانند؟

۶-چرا نام ائمه علیهم السلام مستقیماً در قرآن نیامده است ؟

۷-آیا عصمت امامان ـ علیهم‎السلام ـ را از قرآن می‎توان اثبات کرد؟

۸-مذهب شیعه در چه عصرى پدید آمده است؟

۹-شیعیان بر اساس چه دلایلى، امامان خود را معصوم مى دانند؟

۱۰-پرسش :آیا قرآن و روایات به تعداد امامان اشاره ای دارند؟

۱۱-سؤال: حدیث « دوازده خلیفه» در کتابهاى اهل سنت چگونه نقل شده است؟

۱۲-اگر دین مانع پیشرفت نیست، چرا اکثرکشورهای اسلامی عقب مانده‏اند؟

۱۳-آیا روایت «علی ولیکم بعدی» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده

۱۴-پرسش:از علماى اهل سنت چه کسانى حدیث منزلت را نقل کرده اند؟

۱۵-علماى اهل سنت چه احادیثى از زبان پیامبر(صلى الله علیه وآله) مبنى بر اینکه «هدایت امت به دست على(علیه

۱۶-پرسش : چرا شیعیان حضرت علی(ع) را زاهدتر از خلیفه دوم میدانند؟

۱۷-آیة اکمال دین چگونه می‌تواند ارتباط با اثبات ولایت و امامت ?

۱۸-پرسش :در باره‌ی حدیث غدیر، و لفظ (مولی)،

۱۹-سوال: چرا آیه «تطهیر»، در ادامه آیات قبل که مربوط به زنان پیامبر می‏باشد، قرار گرفته است؟

۲۰- مفهوم آیه 255 سوره بقره(لا اکراه فی الدین....) را روشن بفرمائید؟

۱۹- گناهانی که بخشیده نمی شوند کدامند؟

۲۰-علت صلح و سازش امام حسن(ع) با معاویه چه بود؟

۲۱- چرا شیعه حاجتش را از غیر خدا می خواهد؟

۲۲- علت توسل به ائمه اطهار(ع).?

۲۳- آیا حاجت گرفتن ما از غیر خدا منافات با آیه(ایاک نعبد و ایاک نسعین) ندارد؟

۲۴-پرسش : می خواستم بدانم که آیا توسل کردن از نظر شما شرک است؟چنانچه پاسختان مثبت یا منفی است ،دوست دار

۲۵- آيا شفاعت خواستن با مباني توحيد سازگار است؟

 

 ۱-امام زمان (عج)، در دوره‌ی غیبت کجا و چگونه زندگی می‌کنند؟ آیا مانند دیگران همسر و فرزند دارند و یا .

۲-شبهه :تعارض خاتمیت با امامت و مهدویت.

۳-شبهه :هیچ دلیل عقلی بر وجود امام زمان نداریم.

۴-شبهه :اگر مهدی به عنوان امام دوازدهم شیعیان بوده و موجود و زنده است و قادر بر انجام هر کاری از سوی خ

۵-چرا امام زمان ظهور نمی کند ؟

۶- شبهه :در مورد مدت حکومت حضرت مهدی (عج) وارد شده که: «لن یمضی مهدیُّ الامّه الّا قبل القیامه باربعین

۷-شبهه :در روایات ذکر شده است که هنگام ظهور امام زمان(عج)،‌جنگ و خونریزی و فساد فراوان روی می‌دهد، و ا

۸-شبهه :چه اشکالاتی به انجمن حجتیه وارد است که مورد قبول و تایید بسیاری از بزرگان نیستند

۹-آیا در یاران امام زمان (عج) زن هم می باشد؟

۱۰- شبهه :ظهور امام زمان(عج) برابر است با رکود علم و تکنولوژی.

۱۱- امامی که غایب است و مردم به آن دسترسی ندارند تا مشکلات خودشان را با او در میان بگذارند چگونه میتواند

۱۲-شبهه :ادعای این که 4 نفر از سوی مهدی امام دوازدهم شیعیان، ‌نیابت داشته‎اند، هیچ گونه مدرکی ندارد و ع

۱۳-شبهه :ما هیچ نقشی در ظهور نداریم و کاری از ما ساخته نیست.

۱۴-شبهه :ظهور همان قیامت است بنابراین پس از ظهور امام زمان(عج) زندگی نیست.

۱۵-شبهه :ظهور امام زمان(عج) برابر است با رکود علم و تکنولوژی.

۱۶- شبهه :ملاقات با امام زمان (عج) در خواب امکان پذیر نیست پس تلاش نباید کرد.

۱۷-امام زمان ـ عج الله تعالي فرجه الشريف ـ در چه زماني غايب شد؟

 

۲۰-آيا ظهور امام زمان (عج) بستگي به تعداد ياران ايشان دارد يا به شرايط و اوضاع حاكم بر زمان؟

 

فرهنگی ،اجتماعی

 ۱-برسی آیت الاحکام مقارن حد سرقت

گلچین احادیث چهارده معصوم ع

۱-گلچین حدیث امام حسن عسکری ع

 

 

 

 

 

 ۳۰- پرسش :لطفا خداوند را با چند دليل اثبات كنيد؟        ۳۱-عاقبت کار كفار و ملحديني که مخترع بودن                 ۳۲-پرسش :چرا امام بايد معصوم باشد؟

۳۴-امام چگونه دین را از تحريف حفظ مي كند         ۳۵-رسش :توحيد يعني چه؟ مراتب آن كدامند؟ و چه عواملي باعث گرايش به شرك مي‎شوند؟

۴۰-براي اينكه مردم خالق خود را بشناسند آيا راه ديگري جز ارسال پيامبران وجود نداشته است ؟

۴۱-پرسش :چگونه مي‎توان خداوند تبارك و تعالي را بهتر شناخت و نيز ذاتش چگونه مي‎باشد؟ 

۴۲-پرسش :مي‎خواهم آياتي كه براي اثبات وجود خداوند و يگانگي او در قرآن آمده بفرماييد.

۴۳--پرسش :بهترين شيوه‌ها و بيانات را براي اثبات وجود خداوند براي افراد در كلية سطوح علمي و سني بيان كنيد  ؟

۴۴-جمع بين نمازها برخلاف سنت پيامبر است؟         ۴۵-چرا على (ع) وصيت كرد قبرش پنهان بماند؟ 

۴۶-  بوسيدن ضريح ائمه و خواندن نماز زيارت در حرم امامان‏   ۴۷-  نظريه‏ى علماى اهل سنت درباره‏ى تبرّك، مس منبر و قبر پيامبر و صالحان

 ۵۱- دلايل مؤمن بودن ابوطالب‏ ع    ۵۲-گفتن حى على خير العمل در اذان 
  
 
فرهنگی ،اجتماعی متفرقه اخبار وگذارش روز گلچین احادیث چهارده معصوم ع

 

۱-برسی آیت الاحکام مقارن حد سرقت

 

 

۱-گلچین حدیث امام حسن عسکری ع








 


نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

فلسفه حجاب جمعه 1393/07/11 22:24

استاد شهيد مرتضى مطهرى فلسفه پوشش در اسلام را چنين بيان كرده است:

فلسفه پوشش اسلامى به نظر ما چند چيز است. بعضى از آنها جنبه روانى دارد، بعضى جنبه خانوادگى، بعضى جنبه اجتماعى و بعضى ديگر مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيرى از ابتذال او.

از جنبه روانى، نبودن حريم ميان مرد و زن و آزادى معاشرتهاى بى‏بندوبار، هيجانها و التهابهاى جنسى را فزونى مى‏بخشد و چون غريزه جنسى، غريزه‏اى نيرومند، عميق و درياصفت است، هر چه بيشتر اطاعت شود، سركش‏تر مى‏شود، همچون آتش كه هر چه بيشتر به آن هيزم دهند، شعله‏ورتر مى‏گردد. اشتباه است كه تصور كنيم اين التهابها و تحريكها تا حدّ خاصى است و پس از آن آرام مى‏گيرد. هيچ مردى از تصاحب زيبارويان و هيچ زنى از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و سرانجام، هيچ دلى از هوس، سير نمى‏شود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

عمر كراهت داشت كه حاجيان با زنان خود قبل از اتمام اعمال حجّ نزديكى كنند و هنوز اعمال تمام نشده آب غسل جنابت از سر آنان قطره قطره بچكد.

ابو حنيفه از حماد از ابراهيم نخعى از اسود بن يزيد نقل مى‏كند: با عمر بن خطاب عشاى روز عرفه در عرفات بوديم، ناگهان شخصى نزد ما ظاهر شد كه موهايش را شانه كرده و از او بوى خوش استشمام مى‏شد. عمر به او گفت: آيا تو محرمى؟ گفت: آرى.

عمر گفت: پس چرا به شكل محرم هستى؟ محرم كسى است كه مو پريشان و غبار آلود باشد. او در جواب گفت: من براى به‏جاى آوردن حجّ تمتع وارد شدم در حالى كه اهل‏بيتم با من بود امروز نيز براى حجّ محرم شدم. عمر گفت: شما حقّ نداريد در اين ايام لذت ببريد، زيرا اگر من شما را به اين كار رخصت دهم، با زن‏هاى خود در اراك نزديكى مى‏كنيد و آن‏گاه با يكديگر براى انجام حجّ حركت مى‏كنيد. «[1]»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

پاسخ:

در فقه شيعه ثابت و محرز است كه زيارت اهل قبور براى مرد و زن مستحب است و فرقى بين زن و مرد نيست- البته مشروط بر اينكه بى‏صبرى و جزع نكنند- چون غرض از زيارت اهل قبور، عبرت گرفتن و تذكّر و توجه به امر آخرت و طلب آمرزش براى اموات است و در اين امر فرقى بين زن و مرد نيست ولى بين اهل سنّت اختلاف وجود دارد.

حنبلى‏ها و شافعى‏ها گفته‏اند:

زيارت اهل قبور براى زنها مكروه است مطلقاً- چه پير باشند و چه جوان- مگر اينكه رفتن آنها به زيارت مفسده داشته باشد كه در اين صورت حرام است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

از خدابخواهیم دوشنبه 1393/07/07 22:51

امام على عليه‏ السلام : ما زالَتْ نِعْمَةٌ وَ لا نَضارَةُ عَيْشٍ اِلاّ بِذُنوبٍ اِجْتَرَحوا اِنَّ اللّه‏َ لَيْسَبِظَلاّمٍ لِلْعَبيدِ ، وَ لَوْ اَ نَّهُمُ اسْتَقْبَلوا ذالِكَ بِالدُّعاءِ وَ الاِْنابَةِ لَمْ تَزُل وَ لَوْ اَنَّهُمْ اِذا نَزَلَتْ بِهِمُالنِّقَمُ وَ زالَت عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعوا اِلَى اللّه‏ِ عَزَّوجَلَّ بِصِدْقٍ مِن نيّاتِهِمْ وَ لَمْ يَهِنوا وَ لَمْيُسْرِفوا ، لاََصْلَحَ اللّه‏ُ لَهُمْ كُلَّ فاسِدٍ وَ لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ صالِحٍ ؛

هيچ نعمت و شادابى زندگى‏اى نابود نشد، مگر به سبب گناهانى كه صاحبانش مرتكب شدند . خداوند هرگز به بندگان ستم نمى‏كند . اگر با دعا و ناله به استقبال بلامى‏رفتند ، آن نعمت‏ها و خوشى‏ها نابود نمى‏شدند ، اگر زمانى كه عذاب برايشان فرودآمد و نعمت‏هايشان را گرفت، با نيّت پاك به خداوند عزّوجلّ پناه مى‏بردند و سستى وزياده‏روى (و ستم بر خويشتن) نمى‏كردند ، بى‏گمان خداوند ، نابسامانى آنان را بهسامان مى‏آورد و خوبى‏ها را به ايشان بازمى‏گرداند. خصال ، ص ۶۲۴، ح ۱۰

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

پاسخ:
فقهاى شيعه از فرمايشات وعمل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السلام استفاده كرده و فتوا داده‏اند كه، شرط است چيزى كه بر آن سجده مى‏شود، يا زمين باشد يا چيزهايى كه از زمين مى‏رويد به شرط اينكه خوراكى و پوشاكى و چيزهاى معدنى نباشد، و خلاصه اين كه، فرش و كليّه ملبوسات و مأكولات و معادن، از مظاهر دنيا و مورد علاقه نوع بشر است و سجده بر آنها از خلوص و خضوع مى‏كاهد، لذا طبق روايت معتبر، سجده بر آنها ممنوع شده است. «2»
__________________________________________________
 (1)- الفقه على المذاهب الاربعة، ج 1، «قراءة السورة أو ما يقوم مقامها بعدالفاتحة، ص 254.
 (2)- محمد بن علي بن الحسين بإسناده عن هاشم بن الحكم أنّه قال لأبي عبداللَّه عليه السلام أخبرني عمّا يجوز السجود عليه و عمّا لايجوز، قال: السجود لا يجوز إلّاعلى الأرض أو على ما أنبتت الأرض، إلّاما أُكل أو لبس، فقال له: جعلت فداك ما العلّة في ذلك؟ قال: لأنّ السجود خضوع للَّه‏عزّ وجل فلا ينبغي أن يكون على ما يؤكل و يلبس، لأنّ أبناء الدنيا عبيد ما يأكلون ويلبسون، والساجد في سجوده في عبادة اللَّه عزّ وجلّ، فلا ينبغي أن يضع جبهته في سجوده على معبود أبناء الدنيا الذين اغترّوا بغرورها، ... (وسائل الشيعة: أبواب ما يسجد عليه، باب 1، ح 1).


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

چرا ما شيعيان وقتى نماز را به جماعت مى‏خوانيم فقط امام جماعت سوره حمد را مى‏خواند و ما مأمومين‏ سوره حمد را نمى‏خوانيم ولى بعضى از اهل تسنّن حمد را مى‏خوانند؟ ما در جماعت حمد نمى‏خوانيم‏ پاسخ: در فقه شيعه ثابت است كه قرائت امام جماعت كفايت از قرائت مأموم مى‏كند و بين فقهاى شيعه در اين مسأله اختلافى وجود ندارد ولى بين اهل تسنن اختلاف است. عبداللَّه بن باز- مفتى عربستان- گفته است: در نمازجماعت برمأموم‏واجب است سوره حمد را بخواند و فرقى بين نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح نيست. و گفته است: مأموم حمد را در موقعى بخواند كه امام جماعت چند لحظه سكوت مى‏كند- مثلًا بعد از تمام شدن سوره حمد كه‏امام جماعت‏چند لحظه سكوت مى‏كند مأمومين سوره حمد را بخوانند- و اگر سكوت نكند درحال قرائت امام بخواند. «1» شافعى‏ها نيز گفته‏اند: بر مأموم واجب است حمد را پشت سر امام جماعت بخواند. حنفى‏ها گفته‏اند: قرائت مأموم كراهت دارد. مالكى‏ها گفته‏اند: قرائت، يعنى خواندن حمد براى مأموم در نمازهاى ظهر و عصر مستحب است و درنمازهاى مغرب و عشا و صبح مكروه است. حنبلى‏ها گفته‏اند: در نماز ظهر و عصر مستحب است و در نماز مغرب و عشا و صبح در حال سكوت امام مستحب است و در حال‏ قرائت او مكروه است «2». و در «صحيح بخارى» از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرده كه فرمود: «لا صلاة لمن لم يقرأ بفاتحة الكتاب». «3» در صحيح مسلم نيز- روايات متعددى نقل كرده مبنى بر اين كه خواندن حمد در هر ركعت از نماز، واجب است. «4» اين اختلافى كه بين فرق اهل تسنن وجود دارد منشأ اين شده كه در نماز جماعت آنها، بعضى حمد را بلافاصله و گاهى بلند مى‏خوانند و برخى درحال سكوت و بعد از تمام شدن حمد امام‏جماعت، مى‏خوانند و عدّه‏اى هم اصلًا نمى‏خوانند. __________________________________________________ (1)- تحفة الاخوان، ص 98. «والمشروع ان يقرأ بها في سكتات الإمام فإن لم يكن له سكتة قرأ بها ولو كان الإمام يقرأ ثم أنصت. 2 الفقه على المذاهب الاربعة، ج 1، ص 207. (3)- صفحه 122، كتاب الأذان: باب وجوب القرائة للامام و المأموم في الصلوات كلها في الحضر و السفر وما يُجْهَرُ فيها و ما يخافت: ح 756 (4)- كتاب الصلاة، ص 202، باب 11، وجوب قرائة الفاتحة في كل ركعة ...- ح 394 تا ح 397.
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

فوايد و آثار روزه یکشنبه 1393/04/08 0:31
1. تقويت اخلاص : قالت فاطمه عليهاالسلام : فرض اللّه الصيام تثبيتا للاخلاص (268) خداوند روزه را واجب كرد تا اخلاص را در انسان ها تثبيت كند.
2. رهايي از عذاب الهي : قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله : الصوم جنة من النار(269) روزه سپر آتش جهنم است .
3. پاداش برتر: قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله : الصوم لي و انا اجزي به (270) روزه مال من است و من پاداش روزه را خواهم داد. يا اين كه من پاداش روز هستم .
4. سياه شدن روي شيطان : قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله : الصوم يسّود وجهه (الشيطان )(271) روزه صورت شيطان را سياه مي كند.
5. تندرستي : قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله : اغزوا تغنموا و صوموا تصحّوا سافروا تستغنوا(272) به جنگ برويد تا غنيمت و بهره ببريد و روزه بگيريد تا سلامت بدن يابيد و به مسافرت رويد تا بي نياز شويد.
6. آمرزش : قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله : يا جابر هذا شهر رمضان من صام نهاره و قام وردا من ليله و عفّ بطنه و فرجه و كفّ لسانه خرج من ذنوبه كخروجه من الشهر فقال جابر يا رسول اللّه ما احسن هذا الحديث فقال رسول اللّه يا جابرو ما اشدّ هذا الشروط.(273) اي جابر! اين ماه مبارك رمضان است ؛ هر كس روزه بگيرد و شب را به دعا بپردازد و عفت شكم و فرج داشته باشد و زبانش را نگه دارد، از گناهان خود بيرون مي رود، همان طوري كه از ماه رمضان خارج مي شود. جابر عرض كرد اي پيامبر خدا! اين سخن چقدر نيكوست . پيامبر فرمود: چقدر رعايت شرايط روزه كامل ، دشوار است .
7. همدردي با مستمندان : قال الصادق عليه السلام : انما فرض اللّه عزوجل الصيام ليستوي الغنيّ و الفقير... و ان يذيق الغنيّ مسّ الجوع و الالم ليرقّ علي الضعيف و يرحم الجائع (274) خداوند روزه را بر مسلمانان واجب ساخت تا فقير و غني همسان گردند... و خداوند اراده كرد به اغنيا سختي گرسنگي و درد تشنگي را بچشاند تا آنان به ضعيفان و گرسنگان ترحّم كنند.
8 . از بين رفتن شهوات نفساني : قال الصادق عليه السلام قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله : فالصوم يميت مراد النفس و شهوة الطبع فيه صفاء القلب و طهارة الجوارح و عمارة الظاهر و الباطن و الشكر علي النعم و الاحسان الي الفقراء و زيادة التضرع و الخشوع و البكاء و حبل الالتجاء الي اللّه و سبب انكسار الشهوة و تخفيف الحساب و تضعيف الحسنات و فيه من الفوائد مالا يحصي (275) روزه ، خواست هاي نفساني و طبيعت شهواني را تضعيف مي كند و موجب صفاي قلب و پاكي جوارح بدن مي گردد و مايه آباداني ظاهر و باطن انسان مي شود و نيز باعث شكر نعمت و احسان به فقرا و عامل كثرت تضرع و خشوع و ناله به درگاه پروردگار است ، همچنين سبب تمسك و روي آوردن به ريسمان محكم الهي و مايه شكسته شدن و تخفيف در حساب و مضاعف گشتن حسنات مي شود.
در اين روايت چهارده فائده و اثر ارزشمند براي روزه بيان شده است كه مجموعه اي از فضايل نفساني است ..
268- علل الشرايع ، ج 1، ص 246.
269- سفينة البحار، ماده حدث .
270- روضة المتقين ، ج 3، ص 225.
271- روضة المتقين ، ج 3، ص 227.
272- بحارالانوار، ج 62، ص 267.
273- فروع كافي ، ج 4، ص 87.
274- وسائل ، ج 7، ص 3.
275- بحارالانوار، ج 96، ص 254.

به نقل از اكبر دهقان تجلي  روش هاي تربيت وتزكيه نفس واهداف آن در فرهنك وحي

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

روزه در احاديث یکشنبه 1393/04/08 0:27
1. اهميّت روزه : قال الصادق عليه السلام : بني الاسلام علي خمس دعائم علي الصلوة و الزكوة و الصوم و الحجّ و الولاية (256) اسلام بر پنج پايه استوار است : نماز، زكات ، روزه ، حج و ولايت .
2. فضيلت روزه داران : قال الصادق عليه السلام : نوم الصائم عبادة و صمته تسبيح و عمله متقبّل و دعاؤ ه مستجاب عند افطاره دعوة لا تردّ(257) خواب روزه دار عبادت و سكوت او تسبيح و عمل او پذيرفته است و دعاي او به اجابت خواهد رسيد و هنگام افطار دعاي او ردّ نخواهد شد.
3. حكمت روزه : قالت فاطمة الزهرا عليهاالسلام : فرض اللّه الصيام تثبيتا للاخلاص (258) خداوند روزه را واجب كرد تا اخلاص را در انسان ها تثبيت نمايد.
4. روزه زكات بدن : قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله : لكل شئ زكوة و زكوة الابدان الصيام (259) براي هر چيزي زكاتي است و زكات بدن انسان ها روزه است .
5. روزه عبادت خالص : قال علي عليه السلام : الصوم عبادة بين العبد و خالقه لايطلع عليها غيره و كذلك لا يجازي عنها غيره (260) روزه عبادتي است بين خداوند و انسان كه جز خداوند بر آن آگاه نيست و لذا غير از خداوند كسي پاداش روزه را عطا نمي كند.
6. روزه سپر آتش : قال الصادق عليه السلام : الا اخبرك بابواب الخير؟ الصوم جنّة من النار(261) آيا خبر دهم شما را به درهاي نيكي ؟ بعد فرمود: روزه سپر آتش است .
7. روزه محبوب پيامبر صلّي اللّه عليه و آله : قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله : انا من الدنيا احبّ ثلاثة اشياء الصّوم في الصيف و الضرب بالسيف و اكرام الضيف (262) پيامبر اكرم فرمود: من از دنيا به سه چيز علاقه دارم . روزه در تابستان ، شمشير زدن در راه خدا و گرامي داشتن مهمان .
8 . استمداد از روزه در مشكلات : في الحديث في قوله تعالي : و استعينوا بالصبر و الصلوة قال : الصبر الصوم اذا نزلت بالرجل الشدة او النازلة فليصم (263) امام عليه السلام در ذيل آيه مي فرمايد: منظور از صبر، روزه است . هرگاه گرفتاري اي در زندگي براي شما پيش آمد پس روزه بگيريد و از آن كمك بجوييد.
9. برترين روزه : قال علي عليه السلام : صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن (264) روزه جان برتر از روزه زبان و روزه زبان بهتر از روزه شكم است .
10. روزه حقيقي : قال علي عليه السلام : الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطّعام و الشّراب (265) روزه عبارت است از پرهيز از محرمات الهي چنان كه انسان از طعام و شراب پرهيز مي كند.
11. روزه بي ارزش : قال الصادق عليه السلام : لاصيام لمن عصي الامام و لاصيام لعبدابق حتي يرجع و لا صيام لامراءة ناشزه حتي تتوب و لا صيام لولد عاق حتي يبرّ(266) روزه چند گروه صحيح نخواهد بود: كسي كه امام معصوم عليه السلام را نافرماني كند. بنده اي كه از مولاي خود بگريزد. زني كه در انجام وظيفه همسري كوتاهي كند و فرزندي كه عاق والدين خود شود مگر آن كه عبد، بر گردد و زن ، توبه كند و فرزند، نيكي كند.
12. روزه يك چهارم ايمان : مرحوم فيض كاشاني گويد: فان الصوم ربع الايمان بمقتضي قوله عليه السلام : الصوم نصف الصبر و بمقتضي قوله : الصبر نصف الايمان (267) در حديث داريم : صبر نصف ايمان است . در حديث ديگر آمده است : روزه نصف صبر است از اين دو استفاده مي شود كه روزه يك چهارم ايمان است .

256- بحارالانوار، ج 96، ص 257.
257- بحارالانوار، ج 96، ص 253.
258- بحارالانوار، ج 96، ص 368.
259- بحارالانوار، ج 96، ص 246.
260- شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 20، ص 296.
261- روضة المتقين ، ج 3، ص 228.
262- مواعظ العدديّه ، ص 76.
263- بحارالانوار، ج 96، ص 254.
264- غررالحكم .
265- بحارالانوار، ج 96، ص 294.
266- بحارالانوار، ج 96، ص 294.
267- محجة البيضاء، ج 2، ج 2، ص 121.

به نقل از اكبر دهقان تجلي  روش هاي تربيت وتزكيه نفس واهداف آن در فرهنك وحي

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

روزه در قرآن یکشنبه 1393/04/08 0:22
روزه در قرآن
1. تشريع روزه : يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلّكم تتقون (1) اي اهل ايمان روزه بر شما نوشته شد همان گونه كه بر كساني كه قبل از شما بودند نوشته شده تا پرهيزگار شويد.
2. وجوب روزه در ايام معين ايّاما معدودات
3. وجوب قضاي روزه رمضان براي معذورين : فمن كان منكم مريضا او علي سفر فعدّة من ايّام اخر كساني از شما كه مريض هستند يا مسافر باشند روزهاي ديگري را روزه بگيرند.
4. خير بودن روزه براي مردم : و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون (2) روزه گرفتن براي شما بهتر است اگر بدانيد.
5. وجوب روزه از سپيده صبح تا آغاز شب : ثم اتمّوا الصيام الي الليل (3) پس روزه را از صبح تا شب تكميل كنيد.
6. هدف از تشريع روزه : و لتكملوا العدّة و لتكبروا اللّه علي ما هديكم و لعلكم تشكرون (4) هدف از وجوب روزه اين است كه اين روزها را تكميل كنيد و خدا را بر اين كه شما را هدايت كرده بزرگ شماريد وشايد شكرگذاري نماييد.
7. عدم وجوب روزه در حال سختي : يريد اللّه بكم اليسر ولايريد بكم العسر(5) خداوند راحتي و آساني شما را مي خواهد و نه سختي شما را.

1- بقره ، 183.
2 بقره ، 184.
3- بقره ، 187.
4- بقره ، 185.
5- بقره ، 185.
به نقل از اكبر دهقان تجلي  روش هاي تربيت وتزكيه نفس واهداف آن در فرهنك وحي

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

جوانان و روزه یکشنبه 1393/04/08 0:17
جوانان و روزه
جوانان عزيز! يكي ديگر از فروعات دين ما روزه است . معناي اصطلاحي روزه آن است كه انسان مكلّف براي انجام فرمان خداوند از اذان صبح تا اذان مغرب چيزهاي كه روزه را باطل مي كند از انجام آنها خودداري نمايد.
اين فريضه ديني از زمان صدور اسلام بر ما واجب شده است و كسي گمان نكند كه روزه يك قانون جديدي است پاسخ اين مطلب را قرآن مجيد بيان مي فرمايد: (يا اَيَّها الذّي ن آمنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصَّيام كَما كُتِبَ عَلَي الَّذِيْنَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونْ)(49)
((اي كساني كه ايمان آورده ايد واجب كرديم بر شما روزه را همچنانكه واجب كرده بوديم بر آنانكه پيش از شما بودند (نياكان و گذشتگان ) اميد است كه پرهيزكار شويد)). پس با اين آيه شريفه معلوم شد كه روزه پيش از صدور اسلام تاكنون بر ما واجب بوده است .
مردم در رابطه با روزه سه گروهند:
1 - گروهي خوشحال و از فرارسيدن موهبتهاي الهي و باران رحمت واسعه پروردگار كه در اين ماه ريزش دارد به شدّت مسرور مي گردند و خود را براي روزه آن آماده نموده و مسافرتهاي لازم خود را براي قبل يا بعد از آن پيش بيني مي نمايند، ارزاق مناسب حتّي حلالترين و پاكترين آنها را اختصاص به ماه روزه مي دهند، و تمام همّ و غم خويش را مخصوص ماه مبارك رمضان وروزه داري مي نمايند. به استقبال ماه رفته و روز آخر ماه شعبان را نيز روزه مي گيرند و براي رؤ يت هلال ، خود را با سُرور و فرحناكي مهيّا مي سازند و هنگام رؤ يت ماه طبق دستور به قرآن مجيد كه در اين ماه نازل شده مي نگرند.
2 - گروهي ديگر با بي ميلي و ناراحتي و سختي به آن مي نگرند و از آمدن ماه مبارك رمضان اظهار سختي و بدحالي مي كنند و گاهي كلمات زننده و تند بر زبان مي رانند، با اينكه اهل روزه اند و اين روزه غالباً براي دفع ملامت و بدنامي در جامعه مسلمين است ، نه در حقيقت براي خدا و قربةً اِلي اللّه ، بنابراين به اندك گرما و تشنگي و خستگي و كسالت افطار مي كنند از زير بار آن شانه خالي مي نمايند.
3 - گروهي ديگر نه تنها روزه نمي گيرند بلكه قبول هم ندارند، و روزه و ماه رمضان را مانع عيش و نوش خويش مي دانند، زيرا تمام مراكز چلوكبابي ها و رستورانها و جايگاههاي چريدن و چشيدن غالباً تعطيل مي گردد، و براي خودشان عزا خوانه مي دانند. امّا در اين ماه بطور كلي كشورهاي اسلامي سيماي ديگري به خود مي گيرد كه براي روزه خواران و منكران روزه غم مي بارد. و به ناچار با حلول ماه مبارك رمضان عصباني و بدحال و گاهي ماه مبارك رمضان را به فحش و ناسزا مي كشند.(50)
معناي رمضان چيست ؟
رمضان از مصدر ((رمض )) به معناي شدّت گرما، و تابش آفتاب بر رمل و خاك و ... معنا شده است ، انتخاب چنين واژه اي براستي از دقت نظر و لطافت خاصي برخوردار است . چرا كه سخن از گداخته شدن است ، و شايد به تعبير دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمّل ضربات بي امانش ، زيرا كه رمضان ماه تحمّل شدائد و عطش مي باشد و يا شايد تعبير اين باشد كه گناهان آدمي را ذوب مي كند و مي سوزاند و از بين مي برد.
فوائد جسماني روزه :
تجربه نشان داده است كه اكثر بيماري هاي مزمن و حاد را مي توان به وسيله روزه بهبود بخشيد يا از شدت آنها كاست ، روزه درماني دراز مدّت براي موارد زير تجويز مي شود. 1 - فشا خون زياد 2 - گرفتگي مجاري خون 3 - آسم قلبي 4 - آنژين قلبي 5 - سرطان خون 6-بيماريهاي عصبي 7 - اختلالات جسماني از قبيل (چاقي ، ورم مفاصل ، و انواع رماتيسم ) 8 - بيماريهاي كبد 9 - ورم كيسه صفرا 10- بيماريهاي معده و روده 11 - يبوست مزمن 12 - ورم لوزه مزمن 13 - زكامهاي حلق و بيني 14 - زكامهاي ناي و نايچه 15-ناراحتيهاي كليه و مثانه 16 - بيماريهاي زنان از قبيل (ورم لگن خاصره ، اختلالت قاعدگي ، نازائي ، و يائسگي ) 17 - بيماريهاي چشم (آب سبز) 19 - اختلالات عمومي عصبي 20 - سرطان (51)
عذاب روزه خواران :
حديثي از امام باقرعليه السّلام راوي مي گويد، از آن حضرت سؤ ال كردم درباره مردي ، كه دو شاهد شهادت به روزه خواري او دادند كه سه روز روزه اش را افطار كرده بود امام فرمود: (از او سؤ ال شود، آيا روزه خواري را گناه مي داند؟ اگر گفت خير! بر امام (حاكم شرع ) واجب است كه او را به قتل برساند و هرگاه به گناه روزه خواري اعتراف كرد و گفت بلي ، پس بر امام است او را به شدّت مجازات كند، تازيانه اش بزند و آبرويش را ببرد).(52)
شعر در وصف ماه مبارك رمضان
مژده زلطف خدا ماه عبادت رسيد

گلشن عُشّاق را نسيم رحمت رسيد

به اهل ايمان بگو آمده ماه خدا

به پاكي دل توان به معنويّت رسيد

امر خدا را نما از ته دل امتثال

ز بندگي مي توان به آدميّت رسيد

نتيجه روزه شد لعلّكم تتقّون

برتبه متقّين توان به همّت رسيد

 سوره بقره ، آيه 183.
50- روزه درمان بيماري هاي روح و جسم ، ص 14.
51- دكتر اتو بوخنگر در كنفرانس پزشكي بغداد از كتاب روزه درمان بيماري ها، ص 36.
52- وسائل الشيعه ، ج 7، ص 179.

به نقل از كتاب رهكشاي جوانان علي رستمي چافي

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

روزه

تمام افراد بشر، در آرزوي سعادت جاوداني هستند ; اما عده اي از راه آن منحرف شده و راهي را كه به سوي فنا و بدبختي است انتخاب كرده اند و در درياي غفلت غوطهورند . اينان نمي دانند كه خوشبختي و بدبختي در نهاد همه كس از روي اختيار نهفته شده است ، هر كس مي تواند به وسيله غفلت ، دروغ ، ريا ، تقلب ، ناپاكي و فساد، خود را گرفتار طوفان بدبختي گرداند ; اما خوشبختي گنجي است كه بدون رنج ميسر نمي شود و چون آهوي وحشي است كه به اندك غفلتي از آغوش آدمي فرار مي كند .

كساني كه اوقات گرانبهاي خود را بيهوده بگذرانند ، كساني كه هزاران كار زشت از آنها سرزند ، ناگفته واضح است كه چون كرم ابريشم تار بدبختي را به دور خود مي تنند . عجيب اينجاست كه آن هنگام كه خود را در دام بلا گرفتار ديدند از روزگار شاكي و از ديگران ناراضي مي شوند و گناه خود را به گردن ديگران مي نهند ، نمي دانند كه از ماست كه برماست!!

براي شكستن حصار فساد و بدبختي ، خداي متعال مقرر فرموده كه از دوازده ماه سال ، افراد مسلمان، يك ماه آن را روزه بگيرند تا يكي از درهاي خوشبختي به روي آنها بازگردد .

كساني كه معناي رمضان و حوادث و خصايص آنرا خوب درك كرده اند، يك نوع الهام جان بخشي از آن مي گيرند كه عبارت از نقطه آغاز يك آهنگ سفر روحاني است .

در اين ماه مؤمن ، خود را از زندگاني تاريك مادي خلاصي داده و قدم به دايره يك زندگي روشن مي گذارد .

از تيره گي ها و اندوه دنيا فارغ شده و به لذتي سرگرم مي شود كه در آن هيچ دردي را احساس نمي كند . هر روز خود را با عبارت: « خدايا براي تو و به فرمان تو روزه مي گيريم » آغاز كرده و با جمله « خدايا براي تو و به فرمان تو افطار مي كنيم » آنرا به پايان رسانده و در بقيه اوقات نيز بهره وافي از دعا و تلاوت قرآن و نماز توجه به مقام ربوبي خواهد داشت .

قال رسول الله (صلي الله عليه وآله) : لِلصّائِمِ فَرْحَتانِ فَرْحَةٌ عِنْدَ الاِْفْطارِ وَفَرْحَةٌ عِنْدَ لِقاءَ رَبِّهِ([1].

« نبي مكرم اسلام فرمود: روزه دار دو خوشحالي دارد: هنگام افطار و هنگام ملاقات با پروردگار » .

 قال رسول الله (صلي الله عليه وآله) : مَنْ صامَ شَهْرُ رَمَضان اِيْماناً وَاحْتِساباً وَكَفَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ وَلِسانَهُ عَنِ النّاسِ قَبِلَ اللهُ صَوْمَهُ وَغَفَرَلَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَما تَأَخَّرَ وَاَعْطاهُ ثَوابَ الصّابِرينَ() .

« پيغمبر اكرم فرمود: كسي كه ماه رمضان را روزه بگيرد ، به خاطر ايمان و احتسابش نسبت به خداي متعال و گوش و چشم و زبان خود را از آزار مردم حفظ كند ، خداي متعال روزه او را قبول مي كند و گناهان دور و نزديكش را مي بخشد و ثواب صابران را به او عطا مي كند » .

[1] - كافي: 4 / 65، باب جاء في فضل الصوم، حديث 15 ; من لا يحضره الفقيه: 2 / 76، باب فضل الصيام، حديث 1780.

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

موعود جهاني کيست؟ پنجشنبه 1393/03/22 17:6
موعود کيست؟ چه ويژگي هايي دارد؟ چه زماني و چگونه خواهد آمد؟ به راستي، او خواهد آمد يا وعده اي است که براي تحمل رنجها و مشقت هاي زندگي داده شده است؟ در چه شرايطي خواهد آمد؟! اعتقاد به آمدن و ظهور او خاص يک گروه و يک دين است، يا دين ها و ملت هاي ديگر هم به آمدن فردي با ويژگي خاصي اعتقاد دارند؟ او به تنهايي مي آيد يا کساني او را همراهي خواهند کرد؟ و... دهها سوال در ذهن هر انساني که از وضع جامعه کنوني بشريت، ظلم و فساد، فحشا و منکر، مواد مخدر، قتل و غارت قانوني و غير قانوني و.... به ستوه آمده و آناني که به آينده بشريت مي انديشند، جا گرفته است. هر کسي از ديدگاه مذهب و مرام خود به آنها مي نگرد و پاسخي قانع کننده براي آن نمي يابد يا ناقص مي يابد. بسياري هم سرگردان اين دشت بي حاصل هستند که به گرد خويش در آن کوير مي چرخند و پناهي نمي يابند. اعتقاد به آمدن فردي استثنائي در ميان مسلمانان ريشه دوانده است که به داد بشريت مي رسد و سرانجام آنها را به سامان مي رساند و همه را در زير يک پرچم و تحت قوانين يک حکومت گرد مي آورد. اما اين که او کيست، فرزند چه کسي است، در چه شرايطي و با چه ويژگي هايي خواهد آمد؟ و... بحث هاي زيادي وجود دارد. اين نوع بحث ها در ميان دين ها و مسلک ها و مرام هاي ديگر نيز وجود دارد. کمتر راه و روشي وجود دارد که در مورد آينده بشريت سکوت اختيار کرده و از فردي سخن نگفته باشد، که مي آيد و داد را از بيدادگران مي ستاند و انسان را به آرامش روحي و جسمي مي رساند... ما براي پي بردن به بحث موعود و اين که انساني فوق العاده ظهور خواهد کرد، به ديدار رهبران ديني چند مذهب و کيش رسمي و غير رسمي کشور رفته و در مورد آن که خواهد آمد با آنان به گفتگو نشسته ايم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

وظايف حضرت مهدي در عصر غيبت چهارشنبه 1393/03/21 22:47
سؤال:
امام عليه السلام در غيبت کبري چه مسؤوليت هائي را بر عهده دارند؟ و به چه کارها و اعمالي اشتغال دارند؟ و اين عمر طولاني را در چه شغل و عملي مي گذانند؟ و در برابر جوامع و افراد و شيعيان، چه برنامه اي را اجرا مي نمايند؟
جواب:
در غيبت کبري کارها و مشاغل و مسؤوليت هاي امام عليه السلام بسيار حسّاس و مهم است و اگر چه تصرف و بسط يد و حکومت ظاهري بر اوضاع نداند و رتق و فتق امور را ديگران در اختيار گرفته و نظام حکم و اداره را به خود اختصاص داده و بندگان خدا را استضعاف و استعباد مي کنند، مع ذلک امام عليه السلام ناظر بر اوضاع مي باشند و عنايت هائي دارند و تصرفاتي مي نمايند.
و بالجمله شؤون امامت و رهبري و زعامت را در حدود امکان متصدي شده و وظايف خود را به نحو احسن و اکمل انجام مي دهند؛ خلاصه، عمر طولاني ايشان در اطاعت خدا مي گذرد، هم تکاليف فردي خويش را انجام مي دهند و هم بر حسب حکايات متواتر، تکاليف اجتماعي را، آنچه مقتضي و مصلحت باشد، انجام مي دهند؛ مانند هدايت اشخاص، ياري دادن مؤمنين بر مخالفين در بحث و احتجاج، حل مسائل مشکل، نصيحت و موعظه افراد، شفاي امراض، هدايت گم شدگان و رساندن آنها به مقصد، تعليم ادعيه، کمک مالي به نيازمندان، فريادرسي گرفتاران و درماندگان و زندانيان، ياري بيچارگان، که بيشتر اين اعمال در ضمن ظهور معجزات، از آن حضرت صادر شده است [1] .
به نظر اينجانب، يکي از اموري که نشانه تصرف آن حضرت در قلوب و توجّه نفس قدسي و اثر عنايت ايشان است، همين بقاء سازمان رهبري و تشکيلات علمي و تبليغي شيعه، فعاليت حوزه هاي علوم ديني و تأليف کتابها، مجالس تبليغ، استمرار رشته اجتهاد و استنباط احکام و تأييداتي است که علي الدوام علماء و فقهاء از آن برخوردارند که در واقع اگر چه رسماً حکومت از فقهاء که از جانب امام عليه السلام حکام شرعي مي باشند غصب شده است، مع ذلک حکومت آنها بر قلوب باقي است و مواد اطاعت اختياري جامعه شيعه از علماء، به مراتب بيشتر از مواد اطاعت اجباري آنها از رژيمي است که در هر منطقه و ناحيه برقرار است و از راه ناچاري از آن اطاعت مي نمايند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

مکان حضرت مهدي در غيبت کبري چهارشنبه 1393/03/21 22:41

سؤال:
در عصر غيبت کبري، حضرت مهدي ـ أرواحنا فداه ـ در چه مکاني اقامت دارند؟ و چگونه زندگي مي نمايند؟ خوراک، غذا، لباس و خوابگاه ايشان چگونه است و از کجا تهيه مي شود؟
جواب:
اصولاً بايد توجه داشت که اگر در موضوع غيبت، اينگونه نقاط مکتوم بماند، ايجاد شک و شبهه اي نمي نمايد؛ چنانکه روشن شدن آن نيز در ثبوت و اثبات اصل غيبت مداخله اي ندارد؛ و وقتي غيبت شخص امام عليه السلام و مخفي بودن ايشان معقول و منطقي باشد (چنانکه هست و به آن ايمان داريم) مخفي بودن اين خصوصيات به طريق اولي معقول و منطقي خواهد بود و جهل به اين گونه امور، دليل بر هيچ مطلبي نخواهد شد.
اين پرسش ها، با پرسش از اينکه امام هم اکنون در چه نقطه اي است؟ يا با ما چند متر يا چند هزار کيلومتر فاصله دارد؟ يا امروز چه غذائي ميل فرموده است؟ يا چند ساعت استراحت کرده و چه مقدار راه پيمائي نموده فرقي ندارد و بي اطلاعي ما از آن به جائي ضرر نمي زند، و عقيده اي را متزلزل نمي سازد، خدائي که به حکمت بالغه و قوه قاهره و مصلحت تامه خود، امام را در پرده غيبت قرار داده است، قادر است اين خصوصيات را نيز طبق مصلحت از مردم پنهان سازد.
مع ذلک براي اينکه به اين پرسش، پاسخ مختصري داده شود، عرض مي کنيم بر حسب آنچه از بعضي از احاديث، و حکايات معتبر استفاده مي شود، امام ـ روحي له الفدا ـ در غيبت کبري در مکان خاصي و در شهر معيني استقرار دائم ندارند که از آن مکان و آن شهر خارج نگردند و به محل ديگر تشريف نبرند، بلکه براي انجام وظايف و تکاليفي به مسافرت و سير و حرکت، انتقال از مکاني به مکان ديگر، مي پردازند؛ و در اماکن مختلف بر حسب بعضي از حکايات، زيارت شده اند. و از جمله شهرهائي که مسلم به مقدم مبارکشان مزين شده است، مدينه طيبه؛ مکه معظمه، نجف اشرف، کوفه، کربلا، کاظمين، سامرا، مشهد، قم [1]  و بغداد است؛ و مقامات و اماکني که آن حضرت در آن اماکن تشريف فرما شده اند، متعدد است؛ مانند مسجد جمکران قم، مسجد کوفه، مسجد سهله، مقام حضرت صاحب الامر در وادي السلام نجف و در حلّه.
و بعيد نيست که اقامتگاه اصلي ايشان، يا اماکني که بيشتر آمد و شدشان در آنجاها است، مکه معظمه و مدينه طيبه و عتبات مقدسه باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

سؤال:
در موقع ظهور امام زمان عليه السلام بطوري که از ترقي کنوني بشر در صنعت و تکنيک ملاحظه مي شود، دنيا مجهز به سلاحهاي بسيار مهيب و خطرناک خواهد بود.
آن حضرت در برابر اين سلاحهاي مخوف، چگونه مانند جدش با شمشير قيام خواهد کرد؟ و چگونه با سلاحهاي قديم، مثل شمشير و غيره با ارتش هاي دنياي آن روز جهاد مي نمايد؟ و آيا مي شود تصور کرد که کسي بتواند به وسيله شمشير با بمبهاي ئيدروژني و امثال آن، جنگ و نبرد کند؟
جواب:
اولاً: مقصود از خروج با شمشير، مأموريت به جهاد و توسل به اسلحه براي اعلاء کلمه حق است.
بنا بر اين قيام با شمشير، کنايه از قيام با اسلحه و پيکار و جهاد و تعيين نوع مأموريت آن حضرت است و اينکه آن حضرت مأمور به مصالحه با کفار نيست.
بديهي است با هر اسلحه اي که لازم باشد، آن حضرت و اصحابش با کفار و ستمگران جهاد مي نمايند و از هرگونه اسلحه اي که در زمان ظهور آن حضرت متداول باشد، و به استعمال آن حاجت داشته باشند، استفاده مي نمايند.
ثانياً: از کجا که در زمان ظهور آن حضرت، اين اسلحه هاي مهيب در اختيار بشر باقي باشد؛ زير ممکن است که در اثر حوادث و آشوبها و انقلابات شديد و جنگهاي خانمانسوز جهاني، که پيش از ظهور آن حضرت واقع مي شود دو ثلث بشر نابود شود، اين اسلحه هاي جهنمي معدوم گردد و شايد کسي باقي نماند که بتواند از اين اسلحه ها استفاده کند، يا آنها را تهيه نمايد و اين احتمال هم کاملاً بجا و قابل توجه است.
يکي از اموري که در احاديث از آن خبر داده شده و اوضاع کنوني آن را ممکن الوقوع نشان مي دهد، جنگهاي جهانگيري است که در اثر آن، بيشتر نقاط زمين از سکن خالي مي گردد و شهرها ويران مي شود، و صدها ميليون بشر را رهسپار ديار عدم مي سازد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

سؤال:
ممکن است توضيح دهيد؛ چگونه با جمعيت روز افزون بشر که اکنون طبق آمارگيري هاي دقيق از سه ميليارد بيشتر است، حضرت صاحب الزمان عليه السلام با سيصد و سيزده نفر دنيا را مسخر مي فرمايد؟
و چگونه ممکن است مثلاً سه ميليارد نفر تسليم يک جمعيت اندک معدود شوند و از عادات و اخلاق و برنامه ها و سنن خود دست بردارند؟
آيا غلبه آن حضرت بطور اعجاز و خرق عادت است يا آنکه با ملاحظه اسباب و علل و عوامل ظاهري نيز غلبه و پيروزي آن جناب ممکن است؟
جواب:
بر حسب روايات و احاديث شريفه، وقتي حضرت صاحب الامر عليه السلام ظاهر مي شوند، نخست سيصد و سيزده نفر از خواص اصحاب آن حضرت در مکه معظمه حاضر خدمتش مي گردند و وقتي عده اصحاب و اجتماع کنندگان به ده هزار نفر رسيد از مکه خارج مي شوند [1] .
و اما غلبه آن حضرت و حکومت جهاني اسلام، ممکن است بطور اعجاز و خرق عادت انجام يابد و ممکن است با فراهم شدن اسباب و علل ظاهري باشد و ممکن است به هر دو نوع واقع شود، چنانکه پيشرفت و غلبه پيغمبر اکرم صلي الله و عليه و‌آله و قواي اسلام به هر دو نوع بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

گناهان زبان، كدام است؟ چهارشنبه 1393/03/14 23:21
برخي عالمان آفات زبان را در بيش از سي مورد شماره كرده اند. به 30 مورد
از آنها اشاره مي كنيم:
. گفتار دروغ. قسم دروغ . وعده دروغ . غيبت . سخن چيني . دورويي زبان .
اشاعه فحشا. نسبت زنا دادن بدون دليل . فحش . دشنام دادن به مؤمن .
مزاح(غير از مواردي كه فساد ندارد و به عنواني مانند خوشحال كردن
مؤمنان صورت مي گيرد). غنا . مسخره كردن .ارجاف(منتشر كردن اخبار
ترس آور را ميان مسلمانان). سخن گفتن بدون علم . مراء(جدال) .سخن بيجا
و بسيار گفتن . ستايش و نكوهش بي مورد . تملّق . لعن مؤمن . خودستايي
.بي باكانه هر سخني(راست يا دروغ) را نقل كردن . اظهار كردن عيب ديگران
. افشا كردن اسرار ديگران . هجو مؤمن . تشبيب(بيان كردن زيبايي هاي زن
نامحرم با شعر) . سخني نقل كه در مجالس به عنوان امانت گفته شده است .
پرسش از روي تعنّت و نه براي فهميدن . پرسش از چيزي كه فايده ديني و
دنيوي ندارد . طعن زدن.

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

كساني كه به وظايف خود عمل ميكنند. در زمان غيبت وظايف
گوناگوني براي شيعه ذكر شده است، از جمله:
1ؤ تلاش در جهت شناخت هر چه بيشتر و بهتر امام زمان (عج)،
2ؤ تكاپو و كوشش در جهت زمينهسازي ظهور آن حضرت، اين مهم از
راههاي زير ميسر است:
الف) خودسازي و ديگر سازي.
ب ) شناخت و شناساندن امام زمان(عج)، اهداف والاي آن حضرت، نقش بزرگ
تاريخي و ارمغان الهي ايشان به جهان بشريت.
ج ) شناخت و معرفي هر چه بهتر اسلام به جهانيان.
3ؤ تلاش و جهاد در جهت دفاع از اسلام و حفظ كيان اسلامي،
4ؤ پيروي از نائبان امام عصر(عج) يعني عالمان و فقيهان عادل و شايسته،
5ؤ دعا براي فرج آن حضرت،
6ؤ دعا و صدقه دادن براي سلامتي آن حضرت،
7ؤ اهداي ثواب اعمال نيك مانند تلاوت قرآن و... براي آن حضرت نيز
مستحب و ستوده است.

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

پاسخ‏

1. آدمى از پرسشگر يا طراحان پرسش، و به ويژه از كسانى كه اين پرسش‏ها را گرد آورده، منتشر مى‏كنند، در شگفت مى‏ماند كه چگونه بر همه صحابه لباس عصمت و يا لباس عدالت پوشانيده و همه را پاك و منزه از گناه و خلاف مى‏شمارند! آيا حسن و حسين عليهما السلام، فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله، كه ستايش‏هاى فراوانى از جد بزرگوارشان درباره آن‏ها نقل شده، صحابه نبودند؟ چرا بايد كار يكى را خطا بدانيم؟!

اين سخن حاكى از آن است كه گرد آورنده اين پرسش‏ها، فردى ناصبى است نه سلفى؛ زيرا سلفى‏ها همه صحابه را محترم مى‏شمارند، ولى نويسنده اين شب‏نامه و كتابچه، كوچكترين احترامى براى دو نور ديده پيامبر قائل نشده است. پيامبرى كه فرمودند:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

پاسخ‏ در اينجا با ابن عباس هم‏صدا مى‏شويم كه گفت: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، روز پنج‏شنبه، كه چيزى به وفاتش نمانده بود، فرمود: قلم و دواتى بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد « » ولى از ميان حاضران برخى با اين كار مخالفت كردند و عمر بن خطاب گفت: بيمارى بر پيامبر چيره شده است! و در نقل ديگر گفت: پيامبر هذيان مى‏گويد! و اصحاب به مشاجره با يكديگر پرداختند. اين سخنان به‏گوش پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و فرمود: برخيزيد و از اين‏جا برويد. شايسته نيست در محضر پيامبر به اختلاف و كشمكش بپردازيد. آنگاه ابن عباس مى‏گويد: بزرگ‏ترين فاجعه و مصيبت همان بود كه ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و خواسته او كه نوشتن نامه بود، مانع شدند تا آنجا كه صداى زنان پشت پرده بلند شد و مخالفان را نكوهش كردند. در اين جا دو پرسش مطرح مى‏شود: 1. چرا خليفه دوم با دستور اكيد پيامبر صلى الله عليه و آله مخالفت كرد؟ آيا اين مخالفت عصيان عليه پيامبر صلى الله عليه و آله نيست؟ قرآن مى‏فرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. « » «اى افراد با ايمان بر خدا و پيامبر پيشى نگيريد ...»، آيا جلوگيرى از نوشتن، پيشى گرفتن بر خدا و پيامبر نبود؟
ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

پاسخ‏ اوّلًا گاهى شهادت در راه خدا و گزينش اختيارى مرگِ سرخ، براى امام عليه السلام يك تكليف، بلكه عين تسليم نسبت به خواست خدا است. حسين‏بن على عليهما السلام با كمال آگاهى و اختيار، راه كربلا را در پيش گرفت و مى‏دانست كه كشته مى‏شود. امّا شهادت براى او يك تكليف بود تا مسلمانان را با ماهيت واقعى امويان آگاه سازد، و حالت بى تعهّدى را از ميان ببرد و روح جهاد بر ضدّ حاكمان وقت را زنده كند؛ حاكمانى مانند يزيد كه وحى را انكار مى‏كرد و نبوت پيامبر را زير سؤال مى‏برد و در پى انتقام جويى از كشتگان خاندان خود در جنگ‏هاى بدر و احد بود؛ چنان كه در شعر خود مى‏گويد: لعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلا خَبَرٌ جاءَ وَلا وَحْيٌ نَزَلْ‏ لَسْتُ مِنْ خُنَدفٍ إِنْ لَمْ أَنْتَقِمْ مِنْ بَني أَحْمَدَ ما كانَ فَعَلْ‏ لَيْتَ أَشْياخي بِبَدْرٍ شَهِدُوا جَزَعَ الْخَزْرَجِ مِنْ وَقْعِ الْأَسَلْ‏ لَأَهَلُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحاً ثُمَّ قالُوا: يا يَزيدُ لاتُشَلْ‏ «بنى هاشم با حكومت بازى كردند و بر محمد، نه وحيى نازل شده و نه كتابى آمده است! من از فرزندان خندف نيستم، اگر از فرزندان محمد انتقام كارهاى او را نگيرم.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

پرسش: چرا بر خلاف سنّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، شيعيان نمازهاى ظهر و عصر را با هم و نمازهاى مغرب و عشا را هم‏زمان مى‏خوانند؟ پاسخ: نخست آن‏كه نماز جزء فروع دين است و در مسائل فرعى بين علماى همه مذاهب اختلافات زيادى است، همانطور كه پيشوايان و علماى اربعه اهل سنت با هم اختلاف زيادى در اين مسائل دارند. ثانياً جمع خواندن نمازهاى ظهر و عصر يا مغرب و عشا، بر خلاف سنّت رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله نمى‏باشد؛ چون ايشان گاهى اين نمازها را جمع و گاهى جداگانه مى‏خوانده‏اند. مثلًا در صحيح مسلم در باب «الجمع بين الصلاتين في الحضر» از ابن عباس نقل شده كه گفت: «بدون خوف و ترس و در غير سفر، رسول خدا صلى الله عليه و آله نمازهاى ظهر و عصر را جمع و نمازهاى مغرب و عشا را جمع ادا مى‏كردند.»
ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

ع)، امام سجاد (ع) و حضرت عباس (ع) بر همگی مبارک باد.

حسین سلطان عشق،عباس ساقی عشق،زینب شاهد عشق و سجاد راوی عشق. کاروان عشق در راه است و خود "عشق" نیمه شعبان خواهد آمد...اعیاد شعبانیه مبارک

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

پاسخ‏

خلافت به دو صورت متصور است و آن دو، تفاوت روشنى با هم دارند:

1. خلافت منصوص، كه تعيين خليفه از جانب خدا است. خلافت به اين معنا قابل فسخ و يا صرف نظر كردن نيست. در اين مورد خلافت به‏سان نبوت است و وظيفه‏اى است الهى كه بر دوش فردى نهاده مى‏شود.

2. خلافت انتخابى، كه خليفه از سوى مردم برگزيده مى‏شود. گفتنى است امام عليه السلام خلافت به معناى دوم را نمى‏پذيرد.

توضيح اين‏كه: مردم پس از قتل عثمان، از على‏بن ابى‏طالب خواستند به‏سان سه خليفه پيشين، با بيعت، زمام امور را به دست گيرد و امام عليه السلام در اين حال با بيان: «مرا رها كنيد و ديگرى را بجوييد.» به اين خواسته پاسخ مثبت ندادند.

نپذيرفتن چنين خلافت و بيعتى، نشانه اين نيست كه امام خليفه منصوص و واقعى نبود، بلكه نشانه آن است كه روش پيشينيان را نادرست‏ و غير صحيح مى‏دانست.

امّا چرا نمى‏پذيرفت؟ براى اين‏كه آنان در موقعيتى سراغ على آمدند كه روحيه پاكى كه در عصر رسالت بر صحابه حاكم بود، از ميان رفته و روح دنياپرستى و زراندوزى بر بخشى از صحابه حكومت مى‏كرد.

تاريخ از اندوخته‏هاى هولناك طلحه و زبير و عبدالرحمان‏بن عوف و سعدبن ابى سرح، پرده برداشته است.

خليفه پيشين، يك پنجم از غنايم آفريقايى را به مروان بن حكم داد، و اين كار به قدرى زننده بود كه گروهى از صحابه صريحاً به نقد كار خليفه پرداختند و شاعرى گفت:

         وأعطيت مروان خمس ال             غنيمة آثرته وحمِيتَ الحِمَى‏

يك پنجم (15) غنايم افريقيه را به مروان دادى و او را برگزيدى و از خويشاوندان خود حمايت كردى.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

در پاسخ به سؤال شما دوست گرامي ابتدا لازم است علت و علل گناه روشن شود . بعضي علت اصلي گناهان را جهل و بي سوادي ميدانند و بعضي علت اصلي گناهان را فقر و تنگدستي مي دانند و بعضي علت اصلي گناهان را غريزه شهوت يا غرايز ديگر مي دانند . درست است كه انسان بر حسب فطرت داراي غرايز متضادي است كه هر كدام به مقتضاي خود , انسان را دعوت به جانب خود مي كند و بدون شك اجابت هريك از غرايز نفساني انسان را به پرتگاه سقوط ابديت مي اندازد ولي در واقع هيچ يك از اينها علت اصلي و علت تامه گناهان نيست زيرا افراد دانشمند و فهميده هم گناه ميكنند و افراد متمول و ثروتمند هم گناه و معصيت مي كنند و حتي افرادي كه غريزه شهوتشان تامين است باز گناه مي كنند پس جهل و ناداني و فقر و تنگدستي و غريزه شهوت علت اصلي براي ارتكاب گناهان نيست بلكه علت اصلي همان فرموده پيامبر اكرم ( ص ) است كه فرمود : {حب دنيا و علاقه به دنيا سرمنشاء و علت اصلي تمام خطاها و معاصي است .}
بنابر اين همان علتي كه در مرحله اول باعث ارتكاب گناه مي شود بعد از توبه هم فرد را به سوي گناه مي كشاند اما اينكه چه كنيم تا بعد از توبه ديگر گناه نكنيم بسيار حائز اهميت است كه در اين راستا به چند
نكته اشاره مي كنيم :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

صبر و استقامت يك يافته مجزا نيست بلكه نتيجه بندگي است. كسي كه به خداوند معرفت داشته باشد و به اين باور رسيده باشد كه كمبودها و بلاهاي اين دنيا و مصائب گوناگونش، تنها وسيله اي هستند براي پرستش بيشتر خداوند، ديگر از رسيدن بلاها و وجود كمبودها ناله نمي كند. تمام صفات خوب انساني مثل رئوف بودن، بخشنده بودن، كريم بودن، بخشش، جود و سخاوت، بزرگواري، شجاعت، صبر و استقامت، مقاومت، بردبار بودن،
تحمل زياد، سعه صدر و... . همه از صفات خداوند سرچشمه مي گيرد( انا الله) ما همه از خدائيم( و انا اليه راجعون) و به سوي او باز مي گرديم.
خداوند تعالي رحمان و رحيم است يعني بخشندگي عام دارد و بخشندگي خاص. با تمام بندگانش چه بد و چه خوب يك نوع مهر و محبت عام دارد و فرقي بين آن ها نمي گذارد. استفاده از منابع طبيعي، استفاده از مزرعه
دنيا، فرصت هاي زندگي، ستار العيوب بودن ( پوشيدن گناهان) كه گاهي اوقات حتي نزديك ترين افراد از اين موارد اطلاعي ندارند كه يكي از نامهاي روز قيامت روزي است كه اسرار فاش مي شود پس تا روز قيامت خيلي
ها نمي دانند. و يك نوع بخشندگي خاص هم كه شامل بندگان خاص و ويژه خودش مي باشد، كسي كه نيمه شب بپا مي خيزد و از گرماي پرلذت بستر جدا مي شود، وضو مي سازد و در آستان رب خود مي ايستد و خود را به او وصل مي كند خوب به مقام محمود(ستايش شده) مي رسد. موقعي كه جنگي اتفاق مي افتد او خانه و كاشانه و محبت همسر و فرزند و ديگر عزيزان را به زمين مي گذارد و تمامي آن سرزمين ناموس او مي شوند، به مقام مجاهد مي رسد و كسي كه براي خودسازي ماه مبارك رمضان را روزه مي گيرد و تشنگي و گرسنگي را بر خود واجب مي كند خوب به مقام صائم در راه خدا مي رسد. اگر ما مي بينيم كه يوسف پيامبر در پي كنترل خودش با وجود اغواهاي مكرر و متعدد يك زن زيبا به خدا پناه مي برد و تهمت را به جان مي خرد و سياه چال
زندان را بر گناه ترجيح مي دهد. خداوند علم تعبير خواب به او ارزاني مي دارد پس هيچ چيز نيست كه در اين دنيا بي دليل واقع شود. پس صبر و استقامت كسي كه در راه كمال خود و بندگي خداوند در همه موارد از گناه
چشم پوشيد، از حرام چشم پوشيد، دهان را بر بازگو كردن خيلي حرفها بست، گوش را براي شنيدن خيلي سخن ها بست و دست و پاي خودش را كنترل كرد و دانست كه اين صبر و تحمل از نعمت هايي است كه خدا به همه نمي دهد مگر كساني كه لياقت آن را داشته باشند كه الله مع الصابرين كه يكي از كساني كه خداوند هميشه با اوست و هواي او را دارد صابران هستند. اگر ما ارزش صبر و استقامت را دريابيم بعد مي توانيم او را زيبا و دوست داشتني بيابيم و بهتر از اين لذت چه مي تواند باشد كه خدا با صابران است.

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

پاسخ‏

در اين پرسش، دفاع نكردن امام اصل مسلّم گرفته شده، در حالى كه دليلى بر اين مطلب وجود ندارد.

على عليه السلام در حدّ وظيفه شرعى، از حريم عصمت خود دفاع كرده است. ليكن دفاع در آن روزها، به صورت جنگ و خونريزى، به مصلحت اسلام نبود و اگر شمشير مى‏كشيد و بنى‏هاشم و گروهى از صحابه، كه پاى‏بند به بيعت على در غدير خم بودند، يك طرف و هواداران خلافت طرف ديگر، در اين صورت مسلمانان به دو گروه تقسيم مى‏شدند و اصل سفره اسلام برچيده مى‏شد. اتفاقاً منافقان در لباس دلسوزى سراغ على عليه السلام آمدند و به او گفتند: «يَا أَبَاالْحَسَن، أَبْسِط يَدَكَ حَتَّى أُبَايِعَكَ».

 «اى ابو الحسن، دستت را دراز كن تا با تو بيعت كنيم.»

گوينده اين سخن ابوسفيان، دشمن ديرينه اسلام است.

اميرمؤمنان از موضع او آگاه بود كه او در لباس دلسوزى به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏خواهد جنگ درونى و خانگى در مدينه راه بيندازد، از اين‏رو، به او چنين فرمود:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

پاسخ‏

مى‏دانيم كه نام‏هاى سه خليفه، نام‏هاى مخصوص اين سه نبود، بلكه قبل و بعد از اسلام، چنين نام‏هايى در ميان عرب شايع و رايج بود. پس اين نامگذارى، هرگز دليل بر علاقه به مقام خلافت و اداره كنندگان آن نيست. شما مى‏توانيد با مراجعه به كتاب‏هاى رجالى؛ مانند الاستيعاب نوشته ابن عبد البر و اسد الغابه نوشته ابن اثير، صحابه‏اى را كه نام ابو بكر، عمر يا عثمان داشتند، ملاحظه فرماييد.

ما، در اين جا، تنها به يك كتاب به نام «اسدالغابه فى معرفة الصحابه» بسنده مى‏كنيم و از كسانى نام مى‏بريم كه نام آنان «عمر» بود.

1. عمر الأسلمى 2. عمر الجمحى 3. عمربن الحكم 4. عمربن سالم الخزاعى 5. عمر بن سراقه 6. عمر بن سعد الأنمارى 7. عمر بن سعد السلمى 8. عمر بن سفيان 9. عمر بن ابى سلمه، 10. عمر بن عامر السلمى، 11. عمر بن عبيد اللَّه 12. عمر بن عكرمه 13. عمر بن عمرو الليثى 14. عمربن عمير 15. عمربن عوف 16. عمر بن غزية 17. عمر بن لاحق 18. عمر بن مالك بن عقبه 19. عمربن مالك الأنصارى 20.

عمربن معاوية الغاضرى 21. عمربن يزيد 22. عمر بن اليمانى.

اينها كسانى هستند كه ابن اثير آورده و اگر تابعان راهم، كه نامشان‏ عمر بوده، بر آن‏ها بيفزاييد، تصديق خواهيد كرد كه اين نام و نام‏هاى ديگر خلفا، از اسامى معروف ميان عرب جاهلى و اسلام بوده و هرگز از شنيدن اين نام، تنها آن سه نفر به ذهن تداعى نمى‏كرد.

افزون بر اين، وجه ديگرى نيز در اين نام‏گذارى بوده كه در پاسخِ پرسش ششم خواهد آمد.

بنابراين، تنها با نام‏گذارى نمى‏توان همه ستم‏هايى را كه در تاريخ بر اهل بيت عليهم السلام روا شده، انكار كرد.

گذشته از اين، اگر وضعيت خفقان، وحشت و فشار بر شيعيانِ آن روزگار را در نظر آوريم، خواهيم ديد ائمه معصوم از اهل بيت براى نجات شيعيان ناگزير دست به اقداماتى مى‏زدند كه در نظر شرع جايز بود؛ از جمله:

نام خلفا را بر فرزندانشان مى‏نهادند. با بزرگان صحابه، به وسيله ازدواج، پيوند خويشاوندى برقرار مى‏كردند تا از اين فشارها بكاهند و دستگاه ظلم بنى اميه و بنى عباس نتوانند به اين بهانه كه آنان با خلفاى سه‏گانه معارض‏اند، از سادگى مردم سوء استفاده كرده، عرصه را بر آنان و شيعيانشان سخت بگيرند و دست به قتل و غارت بزنند.[1]

[1] - به نقل از: پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان، ص: 48           

نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |

پاسخ‏

شيعه بر اين باور و اعتقاد است كه امير مؤمنان هرگز با احدى بيعت نكرد؛ زيرا خود را خليفه منصوص خدا مى‏دانست، ولى آنگاه كه ديد زمام امور به دست غير او افتاد، وظيفه تشخيص داد كه در مواردى آن‏ها را ارشاد و راهنمايى كند؛ آن حضرت، خود مى‏گويد:

 «ديدم اگر به دنبال گرفتن حق خويش باشم، همين اسلام موجود نيز از ميان مى‏رود.» [1]

وقتى وضعيت را اينگونه يافت، همراهى و همكارى را لازم ديد.

حتى آنگاه كه برخى از اعراب از پرداخت زكات سرپيچى كردند، چاره‏اى جز سكوت نيافت. البته در مواردى كه لازم ديده، پرده را كنار زده و از حقانيت خويش دفاع كرده است.

به گفته روايات اهل سنّت، امير مؤمنان، پس از درگذشت فاطمه زهرا عليها السلام بيعت كرد. ولى حضرت فاطمه عليها السلام تا جان در بدن داشت، باابوبكر سخن نگفت و از او خشمگين بود.[2]

ما فرض مى‏كنيم كه حضرت على عليه السلام پس از درگذشت حضرت فاطمه، با خليفه بيعت كرد، ولى تمام محدثان و عالمان اتفاق نظر دارند كه حضرت فاطمه تا آخرين لحظات عمرش بيعت نكرد بلكه از آنان روى گردان بود!

ابن حجر در شرح صحيح بخارى نقل مى‏كند: «فاطمه بر ابو بكر خشم گرفت و از او دورى جست تا آن‏كه پس از شش روز از دنيا رفت.

همسرش على بر او نماز گزارد و ابوبكر را از اين ماجرا آگاه نساخت. [3]

اكنون مى‏پرسيم:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اعضاء افتخاری وکارشناسان مسائل دینی   | لینک ثابت |